الملا فتح الله الكاشاني
354
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ذات و صفات ندارد * ( لا إِله ) * هيچ معبودى نيست مستحق عبادت * ( إِلَّا هُوَ ) * مگر او كه واحِدٍ است در ذات واحد در صفات اين تقرير وحدانية او است و ازاحهء توهم اينكه تواند بود كه الهى باشد كه مستحق عبادت نباشد از ايشان * ( الرَّحْمنُ ) * خداى شما كه معبود يكتا است يگانهء بخشاينده است در تربيت اشباح * ( الرَّحِيمُ ) * مهربانست بر تقويت ارواح اين در حكم ( حجة ) است بر ( وحدانية ) يعنى چون كه او مولى همه نعم است از اصول و فروع آن و ما سواى او يا نعمت است و يا ( منعم عليه ) پس احدى غير او استحقاق عبادت نداشته باشد و ميتواند بود كه * ( الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ) * دو خبر ديگر باشد مر * ( إِلهُكُمْ ) * را يا خبر مبتداى محذوف و وحدانيت حق تعالى بر ( چهار ) وجه است يكى آنكه مثلى و كفوى ندارد ( دوم ) آنكه متفرد است بالهية و استحقاق عبادت ( سيم ) تجزيه و تبعيض به روى روا نيست ( چهارم ) در قدميت ذات و صفات متفرد است و بدانكه لا در * ( لا إِله ) * از براى نفى جنس است و معنى آنست كه هر چه ادعاى معبوديت او مىكند غير از او همه منفى است و او را صلاحيت الهية و استحقاق عبادت نيست مگر او سبحانه را و اين كلمهء ( اخلاص ) است هر كه دست در آن زند دست در عروة الوثقى زده لقوله تعالى فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى و كلمه تقواست لقوله وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى و مفتاح جنت لقوله ص مفتاح الجنة لا إله الا اللَّه و حصن حصين و حرز حريز است لقوله عز و جل لا إله الا اللَّه حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى آوردهاند كه چون حق تعالى ذكر وحدانيت خود فرمود مشركان از اين تعجب كرده گفتند يا محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ( كيف يسع الناس إله واحد ) همهء مردمان عالم را يك خدا چگونه كافى باشد امروز بر گرد كعبه سيصد و شصت بت هست و اهل آن را كافى نيست و چنان كه بايد مهمسازى ايشان نميتوانند كرد و اگر در ايندعوى صادقى آيتى بيار كه مصدق تو باشد تا به آن تصديق قول تو كنيم سعيد بن جبير گفت جهودان گفتند ارنا آية ما را آيتى بنما تا بدان علم بصدق قول تو پيدا كرده به تو بگرويم و بروايت ديگر مشركان گفتند كه يهود ميگويند آيت موسى ( يد بيضا و فلق دريا و قلب عصا ) بود و نصارى بر آنند كه آية عيسى ابراء اكمه و ابرص و احياى موتى بود و تو نيز از خداى خود در خواه تا كوه صفا را منقلب سازد بطلانا بوحدانيت او بگرويم و ترك الهيهء خود كنيم حقتعالى آيتى فرستاد كه منطويست بر هفت دليل بر وحدانيت او سبحانه و هى قوله * ( إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ ) * بدرستى كه در آفريدن آسمانها كه خيمه ايست بيستون برافراشته و بىعلامت معلق بداشته * ( وَالأَرْضِ ) * و در آفرينش زمين كه بساطيست مبسوط و مهادى مضبوط جمع سماوات و